آرام جانم✿  بــهـــــــــداد ✿ آرام جانم✿ بــهـــــــــداد ✿ ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
زندگیم نیکدادزندگیم نیکداد، تا این لحظه: 7 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

ღ رخ به رخ خورشید ღ

خدایاشکرت بخاطر عزیزانم

گوله نمک....

سلام و صدتا سلام به دوستای گلم مرسی از احوالپرسی های مداومتون...ما اومدیم با یه دنیا احساس... بهداد و من هم خوبیم خداروشکر فعلا دزدکی اومدم اینجا تا یه چن تا عکس بذارم... خدا میدونه چقد این وروجک شیطونه... اینم گلاب زندگیم آقا بهداد... این دوتا عکسو همین الان گرفتم تو 16روزگی پسرم با اینکه از کلاه بدش میاد اما من شکار لحظه ها کردم بعدشم که زردی کردی و بعد هم ختنه ات کردیم بهدادم...خلاصه سرمون شلوغه با این همه مهمون   فعلا همینا بزودی میام و عکسای بیشتری میذارم فقط خدا میدونه چقد سرم شلوغه!!!! ...
6 آذر 1392

نازکتر از گل...

  ادامه مطلب فراموش نشه سهلام... خاله ها با اجازه مامانم من تو این عسک میخام بگم یه دوهنه همتونو دوس دالم... خب من فقط بهلدم تا یک بشمالم   دست کوشولوی بهدادم     و آغوشت امن ترین جای دنیاست مادر... اینم گل پسر من در حال دست و پا زدن... اینم پوشکات که از 37 روزگی از سایز یک به دو تغییر پیدا کردن...ایشالا هی تپل شی و سلامت باشی جوجه منم برا یادگاری گذاشتم اینجاااااا ...
6 آذر 1392

3ماهگی و آتلیه مامان!

سلام به همه دوستای گلم و شیرین عسلک زندگیم آقا بهداد... باورم نمیشه 90 روز از هم آغوشی منو تو میگذره بهارنارنجم...خداروشکر...که تنت سالمه و لبت خندون تو این پست یه سری عکسای بامزه ازت گرفتیم که گذاشتمشون...   سه ماهگیت مبارک جیگرم بابا اسم این ژستتو گذاشته موتورسوار!!!   اینجام جیگرم تو لباس مشکی محرمشه...من برات نذر کردم هرسال اگه عمری باشه تنت کنم   اینجا هم تومسیر که رفتیم شهر بابایی و اولین تاسوعا و عاشورای زندگیتو اونجا بودیم...چقدم خوب خوابیدی و مامانو اذیت نکردی  بعععععععععععله اینم نینی کوچولوی عمه جون که 50 روز از شما کوچیکتره   در سن 59 روزگی سایز...
6 آذر 1392

یک ماهگیت مبارک

هورااااااااااااا بالاخره سی روز از عمر قندی من گذشت خدایا شکرتتتتتتتتتت خداروشکر بهداد داره هر روز بیشتر از دیروز خوردنی میشه...و البته خیلی هم به هم عادت کردیم و من دیگه کم کم دارم به بیخوابی عادت میکنم خخخخخخخخخخخخخخخ  
9 مهر 1392

همه چی آرومه

سلام دوسای گل و مهربون..خوبین؟ من معصومه ام دوست مری جون..مری جون ازم خواسته بیام اینجا و براتون بنویسم از احوالاتشون..بنویسم که هردوشون خوبن خداروشکر و بهداد جونم سالم و صحیح دنیا اومده خداروشکر..از اونجایی که خیلی بهداد جان شیطون و بازیگوش تشریف دارن و ی مشکلی هم سیستم مری جون پیدا کرده تا الان نتونسن بیان نت و خبری از خودشون بدن..انشاالله به زودی زود مشکل رفع شه و مری جون خودشون بیان و بهداد خان رو رونمایی کنن..ما که دلمون خیلی زود تند سریع میخاد این شیطونک رو ببینیم.. راسی ی چیزی بهداد جونو مسلمونشم کردن..ختنه هم شده..از طرف خودم تبریک میگم به بهداد جون و مری جون  همه این اتفاقای قشنگ رو..ان شاالله خودشون به زودی میان با جزییا...
25 شهريور 1392

بهدادم خوش آمدی...

الان که دارم اینارو مینویسم تو هنوز تو شکممی اما وقتی که اینجا درج بشه تو به دنیا اومدی عزیزدلم و من تو بیمارستانم... آخه اینو زدم به عنوان ثبت در آینده.... اما دوس داشتم اولین کسی باشم که تولدتو تبرک میگم... تولدت مبارک بهداد جان بزودی با جزییات میام و می نویسم برات شیرین زندگیم   دوستت دارم بهار نارنجــــــــــــــــــــــــــــم...به زندگی من و بهمن خوش اومدی...   ...
9 شهريور 1392