2

 

از اینکه به سرزمین بــــهــــــــــــــــــــــــــــــارنارنج ما اومدین سپاسگزاریمقلب



تاريخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 13:32 | نویسنده : ✍ مری |

مامانی مدتی بود که خیلی بیقراری و بداخلاقی میکردی هنوزم داری حتی چند وقت پیش که شب یلدا خونه ی آقاجونت بودیم با همه بداخلاقی میکردی و از بغل من جم نمیخوردی...بغل بابا و گاهی پیش مریم و مرجان هم دوست داشتی....تا دیروز عصر که برگشتیم و من بعد شام متوجه شدم یکی از مرواریدای خوشگل پایینیت سمت راست دهنت کنار دوتای پیشین جونه زدهمحبت ولی بازم دیشب خیلی بدتر کردی و همش جیغ و گریه و دیگه منو کلافه کردی و تو بغل بابایی خوابیدی و امروز ظهر که بابا اومد درکمال تعجب دیدیم یکی از دندونای آسیابتم زده بیرون تو فک بالات سمت راست و دقیقا همون دندون هم تو فک بالا سمت چپ قلمبه شده و آماده بیرون زدن...

مبارکت باشه گل پسرممممممممممممبوس حالا دیگه مطمئن شدم خداروشکر جنس دندونات خیلی خوبه که هم دیر دراومد و هم اذیتت کرد حسابی...

مارو ببخش گل پسر که همش فک کردیم تو پسر بدی شدی که خونه آقاجون اینقد بیقراری کردی نگو پسرم دندونای خوشگلش اذیتش کرده ... و البته دکترتم گفته بود ممکنه اذیت شی حسابی....

آدم بزرگم باشه بدتر از شما میکنه...دندون درد خیلی سخته میدونم امیدمامان

خداروشکر که دندون بود و گل پسری مشکل دیگه ای نداشت...

الان 8 تا دندون داری...7 تا پیشین ها و کناریاشون و یکی آسیاب یکی هم که تو راههبغل

آرام جانم✿ بــهـــــــــداد ✿ تا این لحظه ، 1 سال و 3 ماه و 24 روز سن دارد :.

دوستت دارم بهارنارنج معطر من....

مامان مریم 3 دیماه 1393

============================================

ادامه مطلب فراموش نشه»»»»»»»»»»»»»»»»»

احوال نامه

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 3 دی 1393 | 17:35 | نویسنده : ✍ مری |

 

سلام سلام صدتا سلام...

بعله کم کم داریم به تولد 4 سالگی نی نی وبلاگ نزدیک میشیم....

اینم اثر هنری من و پسرم برای شرکت تو این جشنواره

ممنون میشیم  عدد 9  رو به شماره 1000891010 پیامک کنید تا رای های پسرم برای برنده شدن بالا برهمحبت ایشالا ماهم جبران کنیمخجالت

درضمن به یکی از رای دهندگان هم به قید قرعه جایزه تعلق میگیره!!!راضی

 

مناسبت ها

تاريخ : جمعه 28 آذر 1393 | 16:41 | نویسنده : ✍ مری |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

فقط برای پسرکم ... دوستان مرا از دادن رمز معذور بدانید


حرفهایی برای بهداد, خصوصی های ما

تاريخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 | 14:10 | نویسنده : ✍ مری |
تاريخ : شنبه 8 آذر 1393 | 18:45 | نویسنده : ✍ مری |

 

گل پسرم وروجکم    عاشقتممممممممممحبت

بهداد به روایت تصویر

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 3 آذر 1393 | 13:10 | نویسنده : ✍ مری |

1

ناهار خوراک لوبیا گذاشته ام... قبل از اینکه ادویه و رب بزنم؛ برای پسرک مقداری در بشقاب میریزم و می نشانمش کف آشپزخانه نزدیک خودم تا با نظارت خودم نوش کند...و  مشغول شستن ظرفهای صبحانه می شوم

بعد از چند دقیقه

بهداد : ما ما ما ... و درحالی که لباسم را می کشد از من می خواهد که بنشینم...

دستهایم را می شویم و نزدیکش دو زانو می نشینم

من: چیه ماما؟

انگشت شست و اشاره اش را به هم چسبانده و به من نشان می دهد و نزدیک دهانم می آورد میدانم چه می خواهدبوس

دهانم را باز میکنم و چشمانم را می بندم تا لذت این لحظه ی ناب را با تمام وجودم حس کنم و یکباره   طعم دانه ی لوبیای له شه لای انگشتان پسرک خنده ام را تا آسمان می برد پسرک هم سرخوش از خندادن مادر می خنددبغل

*************************************************************************

2

بابا فوتبال می بیند دربی استقلال و پرسپولیس...و من در اتاق و سیر در دنیای مجازی

پسرک یک آن غیبش می زند...و من به خیال بابا و بابا به خیال من، خیالمان جمع است که پسرک کاری نمی کند اما مگر می شود لحظه ای چشم ازش برداشت!

با دیدن دویدن بابا به سمت آشپزخانه من هم از جایم میپرم مث فیوز...

پسرک روی میز ناهار خوری !!! تعجبدقیقا آن وسط مشغول میل کردن ماکارونی است که من برای عصرانه اش تدارک دیده ام!! خسته

**************************************************************************

3

دائی جان پسرک نوحه ای از آهنگران با گوشی اش پخش می کند... ریتمش را دوست دارم " من حسینم زاده ی پیغمبرم..." پسرک آن سوتر چیزی نامفهوم زمزمه می کند و با حالتی غمگین بر سینه می کوبد بغل

**************************************************************************

4

می روم توی اتاق خواب... پسرک به دنبال من...در را می بندم که نیایید چیزی بشکند...پسرک ادای گریه در می آورد... بابا از توی هال صدایش می زند در بزن بهداد تا مامان در رو باز کنه...

بهداد در می زند

من: کیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟بغل

بهداد: " جیـــــــــزه"  محبت

من و بابا خنده

بهداد سوال

***************************************************************************

پسرک تا الان 4 عدد مروارید سفید در دهان دارد که البت تا به تا سر زده اند!!!!

آرام جانم✿ بــهـــــــــداد ✿ تا این لحظه ، 1 سال و 2 ماه و 23 روز سن دارد :.

 



تاريخ : يکشنبه 2 آذر 1393 | 22:32 | نویسنده : ✍ مری |

دایره ی زندگی خاکی من رنگ دارد و نقش...بوی دارد و حس...حس خوب نوازش کودکی که به شعاع خورشید می ماند...

که حتی پس از یک سال و اندی باورش همچنان سخت است...و شاید سخت تر از سخت.این منم یک مادر یک دلداده به توی کودک... این منم همبازی یک پسربچه ی قند و عسل... پناهگاه یک قلب کوچک و عاشق... من عاشق تو و تو عاشق من... تو شعاع شیرین دایره ی تقدیر من

شعاعدلنشینی پسرک شیرین زبان من... وقتی متن تمام کتاب ها را در یک واژه ی " توتوله " خلاصه می کنی...

وقتی که به کنکاش هستی می پردازی و مدام می پرسی : "چیه؟" و با من در بالکن خانه که قدم میزنی دزدکی توی کوچه را نگاه میکنی بلکه پیشی و بقول خودت " بیشی" را ببینی...

اولین شیرین زبانیهایت مبارکت باد دلبند مهربان من

شعاع لحظه های خوش بدرقه مسیر زندگیت باد...

 

 

 

 

 

 

آرام جانم✿ بــهـــــــــداد ✿ تا این لحظه ، 1 سال و 2 ماه و 8 روز سن دارد :.

ماردانه, حرفهایی برای بهداد

تاريخ : شنبه 17 آبان 1393 | 21:01 | نویسنده : ✍ مری |

پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشین Gun Touting

اتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ای

پسر یعنی کله گفتن و سر زدن به هم و گفتن آخ هم زمان

پسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچک یعنی کروات و پاپیون و کت ها و کفش های چرم مردونه سایز کوچک

پسر یعنی عاشق موزیک و موسیقی بودن یعنی پسرونه رقصیدن و گفتن آهههه بیا اوه و کلی صداهای پسرونه ی دیگه موقع شنیدن آهنگ و سر و گردن چرخوندن

پسر یعنی رقص هلکوپتری و رپی یعنی عاشق آهنگ های ریتمیک خارجی بودن

پسر یعنی یه کمد پر از لباسهای پسرونه و شلوارک و شلوارهای بگی و رپی و لباسهای طرح بن تن و بت من و انگری برد و باب اسفنجی

پسر داشتن یعنی دست نوازش کشیدن محکم رو صورت مادر و گفتن نازززززززززززززززیconnie_rockingbaby.gif

پسر یعنی محبت کردن به زبان خشن یعنی کتک زدن و گاز گرفتن مادر بجای گفتن دوستت دارم مادرم

پسر یعنی تند تند بزنه رو شونه مامان و یک ریز بگه ماما ماما بعد که نگاش کنی بگه بوسسسسسسس و لبای خیسشو به لبات بچسبونه بعدش بگه بغلللللل و تو محکم بغلش کنیقلب

پسر یعنی انرژی مضاعف مضاعف، یعنی تحرک و بازی زیاد

پسر یعنی دوچرخه سواری بدون ترس

پسر یعنی شجاعت تکیه گاه مادر بودن

پسر یعنی حس امنیت که کسی هست بتو نیاز داشته باشه تو آغوشت بخوابه بدون هیچ ترسی که یعنی امن ترین جای دنیا آغوش پر مهر و گرم مادره

پسر داشتن از دیدگاه من و توی شرایط من یعنی سایز کوچک بابا بودن یعنی بازی با ناخنهایت که یادت بیاورد پسر همسرت است.

پسر یعنی نفس یعنی عشق مادررررررررررر یعنی خون و جان و همه ی وجودم

پسر یعنی پرسپولیس یعنی استقلالخنده

پسر یعنی سوت و جیغ و هوراااااااااااااااااااااااجشن

پسر یعنی بوی مردانه داشتن در حین کودکی یعنی بدونی پسرت می تواند پدری باشد مهربان پس تلاش می کنم پدر و همسری مهربان بسازم،امیدوارمممم

پسر یعنی لنگه ی همسر یعنی یه جیگر رفیق بابا امید مامان محبت



تاريخ : شنبه 22 شهريور 1393 | 22:49 | نویسنده : ✍ مری |

             :.آرام جانم✿ بــهـــــــــداد ✿ ، 1 سالگیت مبارک :.

 

 

خجالتخندونکسوالمحبتبوسادامه داردراضی

زندگی شیرین ما تولد یکسالگی ات مبارکمحبت

مناسبت ها, بهداد به روایت تصویر

ادامه مطلب
تاريخ : يکشنبه 9 شهريور 1393 | 14:19 | نویسنده : ✍ مری |

اینم چن تا از عکسای آتلیه ات بدون طراحی!!! چرا؟ چون من وقتی رفتم برا فایل عکسا عجله داشتم و تا آقای عکاس برام انداخت رو فلش زودی اومدم بیرون و نشد چک کنم!تو خونه دیدم ای وای اینا که فایلای طراحی نشده است!!!

ولی خب بازم اینجور معلوم میشه که کاکل پسرما بدون روتوش و حقه های عکاسی هم خیلییییییییییییی خوجلهههههمحبت

 

مامان فدای این همه شیطونی که بزور این چن تا عکسم گرفتیم از بس ماشالا یه جا بند نمیشی!!!!بغل

تو آتلیه هم همش درحال 4 دست و پا رفتن!!!



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 16 مرداد 1393 | 10:21 | نویسنده : ✍ مری |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 صفحه بعد
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
Myspace Backgrounds